دكتر عبدالرضا شيخ الاسلامي در نخستين روزهاي تصدي وزارت كار و امور اجتماعي به خبر نگاراني كه روي پله هاي ساختمان رياست جمهوري از او در باره برنامه هاي اشتغالزايش پرسيده بودند ، با آرامش و عاطفه اي كه همواره در طنين صدايش نهفته است ، گفته بود : وزارت كار متولي اشتغال نيست .
اين جمله كوتاه دكتر شيخ الاسلامي از همان ابتدا غير مترقبه تلقي شد . به طوري كه برخي خبرنگاران با شنيدن اين عبارت كوتاه پنداشتند كه دكتر شيخ الاسلامي مسيري كاملا متفاوت از وزير پيشين اين وزارتخانه در پيش گرفته است . مطابق اين برداشت فردي هر بار كه خبرنگاران دكتر شيخ الاسلامي را مي ديدند از وي درباره وظايف محوري وزارت كار مي پرسيدند . وظايفي كه طبق عادت با توليت كار و اشتغالزايي آغاز مي شد و ايجاد شغل نيز در بطن و ساختار آن قرار مي گرفت . بدين ترتيب سخن دكتر شيخ الاسلامي براي اغلب خبرنگاران اين حوزه "خرق عادت" و "خلاف آمد" تلقي مي شد . هرچند كه وي سخن و گفته خود را صراحتا به قوانين مصوب و اساسنامه وزارت كار و امور اجتماعي مستند مي كرد ، اما اين سخن او دقيقا با آنچه كه سالها از وزارت كار و امور اجتماعي شنيده بودند فاصله داشت . چرخه پرسش هاي مكرر خبرنگاران و پاسخ هاي مستند و مستدل وزير كار ادامه يافت . فاجعه آميز تر آنكه برخي از اهالي رسانه اين عبارت را به چشم پوشيدن از وظايف محوري وزارتخانه تحليل مي کردند اما دكتر شيخ الاسلامي همچنان با آرامش و تبسمي آموزگارانه كه سرشار از وقار و فروتني است دوباره اين نكته را با عبارت مختلف اما لحني مهربانانه تر بازگو مي كرد . هرچند كه وزير كار به دليل پاي بندي به اصل هميشگي اقناع مخاطب هربار سخن خود را به نص صريح قانون مستند مي كرد و از اصحاب رسانه نيز مي خواست كه براي روشن شدن اين موضوع به كتاب قانون مراجعه كنند ، اما اين دست پرسش ها ادامه يافت . تا اينكه چندي پيش وزير تعاون رسما اعلام كرد كه وزارت تعاون متولي كار و اشتغالزايي است و در اين زمينه داراي وظيفه قانوني است . اين اظهارات به منزله پايان يافتن پرسش هاي جدل آميزي است كه بيش از هشت ماه ادامه يافته بود . البته نيك پيداست كه خبرنگاران مطابق سنت اصحاب رسانه عمل مي كنند و اين فرازو فرودها بخشي از منطق فعاليت رسانه اي آنهاست . اما نكته اين است كه دكتر شيخ الاسلامي در همه لحظه هايي كه با چنين پرسش هاي مواجه مي شد ، هنگام پاسخ گويي پيوسته به دو نكته وفادار مي ماند : اقناع مخاطب و خدمت گزاري به مردم از سر فروتني . اقناع مخاطب : متعهد شدن به اين استراتژي مطمئنا بر پايه وجدانيات و اخلاق و باورهاي دروني است . احترام نهادن به هركس كه در دل پرسشي دارد و باور داشتن به تنوير افكار عمومي ، بي گمان ريشه در تلقي ديني و درك روشن از مسئوليت هاي اجتماعي دارد . زيرا قائل شدن به پاسخ گويي اقناعي ، عرصه جديدي در تعاملات اجتماعي مي گشايد كه كانون آن بر شفافيت ، قانونمندي ، استدلال و قانون متكي است . در واقع اقناع مخاطب هنگامي به رفتار و هنجاري فردي تبديل نمي شود كه در كنار آزمون پيوسته فروتني ، بتوانيم از قانون و زواياي پيدا و پنهان آن نيز آگاهي يابيم . احترام به مردم ، باور داشتن مردم و پذيرش اين نكته كه مسئولان ، خدمت گزاران مردم هستند ، استراتژي ناگفته است كه تا كنون در هيچ اساسنامه مدون نشده است . هر چند دكترين بسياري از مديران برپايه چنين ديدگاهي است . اما از آنجا كه ريشه هاي اين دكترين در حوزه اي از تعلقات عاطفي و اخلاقي انسانهاست ، هنگام پذيرش قلبي آن ، به رفتاري ويژه تبديل مي شود . رفتاري كه ساختار رواني و شخصيتي افراد را شكل مي بخشد . از اين رو پذيرش اين دكترين و يا تعلق خاطر داشتن بدان ، آشكارا هويتي اخلاقي پديد مي آورد كه مردمي شدن و مردمي انگاشتن ، به طبيعت ثانوي افراد بدل مي شود . نكته اي كه هنگام پاسخگويي دكتر شيخ الاسلامي به سهولت قابل درك و مشاهده است ، يعني اقناع مخاطب ، همچون يك الزام اخلاقي و نيز سعه صدر فروتني كه بستر شكل گيري دكتريني است كه به خدمت گزاري صادقانه براي مردم انجاميده است .